پارمینپارمین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

پارمین تکه ای از بلور

بای بای می می

1393/5/18 0:48
نویسنده : مامان نازنین
967 بازدید
اشتراک گذاری

نفســــــــــــــــــــم

سخت بود ...به خدا سخت بود......

7 خرداد 93

برگی دیگر از مادرانگی ام ..

برگی دیگر اززندگی تو ..

با شروع این روز دیگر شیره جانم را برای وقت خوابت هم نداشتیغمگین

با شروع اردیبهشت ماه شروع کردم به کم کردن شیر و  در طول روز با هر چیزی که فکرش رو بکنی سرگرمت میکردم و بهت شیر نمیدادم و ظهر هم به سختی میخوابیدیو بین خواب بهت شیر میدادم تا عمیق تر بخوابی و شیر شب اونم تو خواب تا مدتی بود وکم کم همون هم ازت گرفتم تا روز 7 خرداد که برای آخرین بار بهت از شیره وجودم با تماااام عشق دادم ...

 

خواستی و من هی گفتم و گفتم و آه کشیدم

خواستی و هر دفعه یک جور دیگر راندمت غمگین

خواستی و من ندادم خواستنی ترینه خواسته هایت را

خواستی و من بی رحم شده بودم انگار...

خواستی و من ندادم و لبایت برچیده میشد به رسم بــغـــــــــــــــض

بغضی که با آغوشم شکسته میشد

کاش نمیبودم و نمیدیدم اشکهایت را

دوباره در آغوشت میکشیدم

و اشک هایت شانه هایم را خیس میکرد

 

راه که میبردمت

تمامی نجواها عاشقانه بود با بوسه هایی پیایی بر گونه های خیس از اشکت ...

راه که میبردمت

تو بودی و سری که روی شانه ام بود با چشمانی نگـــــــــــران و نیمه باز

من بودم و حالی مست از هرم گرم نفسهایت با چشمانی خیــــــــــــس....

 

خلاصه سخت بود گریه های جگر گوشه ام

سخت بود دیدن گریه هایت ...  پایکوبی ها و قلت زدن هایت توی تختت از روی سرگردونیگریه

بهونه گیری هایت که نصف شب با گریه انگار دنبال گم شده ات بودی و از خواب نااااز میپریدی و با گریههههههه که چراغرو روشن کنننننن و باز با جییییییییییییغ خاموش کن و مشت و لگدهایی که از روی عصبانیت به من میزدی وبعد با ناراحتی و حالت معذرت خواهی بقلم میکردی و دوتایی هااااای هااااای گریه میکردی و در آخر بالشت به دست سرگردون از این اتاق به اون اتاق تا اینکه تسلیم میشدی و راضی میشدی و رو پام میخوابیدی..

این عکستم مال روزیه که برای آخرین بار توی بیداری بهت میخواستم شیر بدم و در انتظار بودی عزیزممممممممم

این عکستم عاااااااااااشقشم

قیافت بعد از می می خوردن

دخترم خداروشکر میکنم که منو قابل دونست که بتونم 20 ماه رو از شیره وجودم بهت بدم محبت

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

دختر خاله نگین
22 مرداد 93 1:11
پارمین دوستت دارم